تبليغاتX
وبلاگ شخصی....... هيوامسلمي
وبلاگ شخصی....... هيوامسلمي

اي كه با مني گر بي همه اي با همه اي ..............اي كه بي مني گر با همه اي بي همه اي


سخن آغازین

 

كجاست عدالت حاكميت ، هنگامي كه قاتل را مي‌كشد و سارق را زنداني مي‌كند اما بر كشور همسايه‌اش مي‌تازد ، هزار هزرا مي‌كشد و غارت مي‌كند ؟ (جبران خليل جبران)

 

 

 

موجوديت انسان بر روي كره‌ي زمين از هر طرف با آزادي تمام

 شروع مي‌گردد و رفته رفته با سپري شدن مراحل تاريخي و

پيچيده‌تر شدن زندگي انسان در جوامع مختلف از خلال فكري

اجتماعي يك سري موانع  

و محدويت‌هايي بر سر راه پيشرفت و آزادي انسان قرار مي‌گيرد

اما چنين محدوديت‌هاي فكري ـ اجتماعي از تلاش و اعتقاد قلبي

انسان به سوي آزادي نكاسته است .

         

 

جامعه‌ي بشري امروزه به مرحله تكامل خود رسيده كه توده‌هاي مردمي در نقاط مختلف اين كره خاكي با استفاده از روش‌هاي مختلف سياسي ، اجتماعي و حتي فشارهاي اعتراضي (كه در برخي مواقع منجر به انقلاب و تغيير حاكميت‌ها مي‌گردد) مي‌خواهد اين را نشان دهد كه مي‌تواند در جامعه از آزادي‌هاي برخوردار باشد و رسيدن به آن را آرماني مي‌داند كه خواهانش است اما در واقع تا رسيدن به آن چه راه طولاني را در پيش دارد !؟ هم اكنون جامعه بشري در نيمه دوم قرن بيستم شاهد گسترش نگراني‌هايي مربوط به حقوق بشر بطور كلي ، و همچنين شاهد توجه به حقوق گروههايي از جامعه شامل كودكان ، زنان ، معلولان ، سالمندان و ... مي‌باشد كه نهاله‌هايي نيز بدين منظور تأسيس نموده است . با وصف اين تغييرات و دگرگوني‌هايي كه در افكار بشري بوجودآمده متأسفانه شاهد تهاجمات غلط برخي مكاتب فكري ، فلسفي غرب عليه افكار اسلامي مي‌باشيم . (با اتهاماتي چون : پايمال شدن حقوق و آزادي‌هاي زنان عدم آزادي عقيده و ...) كه نشان از عدم شناختشان است نكته اينجاست كه متأسفانه اين عدم درك صحيح و شناخت كافي از اسلام در برخي زمينه‌ها از افكار خود ما (مسلمانان) نيز پيداست . آزادي از منظر اسلام همان مفهوم رايج بي‌بند و باري نيست و اين را نمي‌رساند كه هر چه مي‌خواهيد انجام دهيد ، بلكه چيزي غير از آن مي‌باشد بقول "استاد فاسي "(آزادي يك جعل قانوني است نه يك حق طبيعي بنابراين اگر تزول وحي نبود انسان نمي‌توانست به آزادي برسد ... انسان آزاد آفريده نشده است بلكه براي آن آفريده شده كه آزاد باشد)

در اسلام و فرهنگ و تجربه تمدن اسلامي كه بر ديگر تجارب تمدن بشري برتري دارد آزادي ارزش بنيادين و اصيل دارد بدين اعتبار كه پايه شرط صحت گواهي انسان به يگانگي خدا و پيامبري پيامبر(ص) همان آزادي مي‌باشد . با اين اوصاف ممكن نيست در مكتبي همچون مكتب اسلام كه حقوق انساني از يك اصل بنيادين اعتقادي سرچشمه مي‌گيرد و انسان در ذات خود دارنده كرامتي الهي و خليفه خدا در زمين است از آزادي برخوردار نباشد در حالي كه اين امر وي را از حقوقي برخوردار مي‌سازد كه كسي را بر آن سلطه‌اي نيست .

3 Mar 2008 توسط هيوامسلمي |

مصاحبه

تحليل مشكلات و مسائل كردستان عراق

                                                  

                                        و ارتباط آن با تركيه و عراق؛

 

 

    در گفت‌وگو با امير سجادي (كارشناس ارشد تاريخ)

 

گفت‌وگو:كاوه عليزاده/هيوامسلمي             آذر ماه ۱۳۸۶

 

 

نه‌وروز: از مدتي قبل شاهد حملات پراكنده‌اي از طرف ارتش تركيه بر منطقه‌ي فدرال كردستان عراق به بهانه‌ي سركوب نيروهاي P.K.K هستيم.

كشور عراق بعد از فروپاشي دولت بعث در عراق و تغيير

 

ساختار حكومتي اين كشور تبديل به ميدان مناسبي  براي بازيگران منطقه و فرامنطقه‌اي گرديده كه هر يك به دنبال منافع خاص خود هستند كه مي‌توان به ايران، سوريه، مصر، عربستان،‌ تركيه و اسرائيل در منطقه و يا فرامنطقه‌اي همچون آمريكا و انگليس و... اشاره كرد . در اين ميان با بروز تنش‌ ميان عراق و تركيه و ارتباط آن با كردها  با توجه به تاريخ نسبتاً مشترك دو كشور، شاهد نوعي تنازع و بي‌اعتمادي در روابط دو كشور مي‌باشيم. شما هسته‌ي اين منازعه را در چه چيزي مي‌بينيد؟ و اين تنازع و بي‌اعتمادي هريك به چه چيز برمي‌گردد؟

امير سجادي:در پاسخ به سؤال نخست بهتر است ابتدا به تأثير دو عامل اصلي در ايجاد بحران ميان دولت تركيه و حكومت فدرال كردستان در عراق اشاره نمود:

1)ـ علل داخلي حاكم بر شرايط اجتماعي و سياسي تركيه.

2) ـ شرايط منطقه‌اي و ديپلماسي موجود در منطقه‌ي خاورميانه.

در اين مورد كه چه عواملي منشاء و زمينه‌ساز ايجاد وضعيت فعلي شده‌اند، به نظر من بايد با در نظر گرفتن Fact تاريخي به دنبال پاسخ اين پرسش باشيم. بدين معنا كه ريشه‌هاي اين وضعيت به زماني بازمي‌گردد كه نه تنها بخش اعظم كردستان بلكه سرزمين‌هاي عربي نيز خود پاره‌اي از قلمرو امپراتور عثماني به شمار مي‌آمدند. يعني آن هنگام كه آخرين امپراتوري قدرتمند شرق از قرن شانزدهم ميلادي توانست سيطره و حاكميت خود را بر بخش اعظمي از خاورميانه و شمال آفريقا گسترش دهد. از آن هنگام تاريخ اين قسمت از كردستان بخشي از تاريخ امپراتوري عثماني بود، اما با لحاظ اين مسأله كه خلفاي باب عالي پس از طي شدن عصر سلاطين قدرتمندي همچون سلطان سليم اول و سليمان قانوني، چون ديگر فاقد توانايي‌هاي سلاطين پيش از خود بودند، به ناچار براي حفظ قلمرو و حاكميت خود كه هر آن امكان تنش و بي‌ثباتي سياسي به واسطه‌ي وجود اقوام و ملل مختلف درون امپراتوري مي‌رفت، تصميم گرفتند تا از درجه و ميزان انقباض قدرت سياسي در نظام امپراتوري بكاهند، بدان گونه كه ما شاهد گونه‌اي از يك نوع سيستم غيرتمركزگرا در ارتباط با ملل بدون امپراتوري هستيم. وجود قانوني كه بر طبق آن دو گروه كردها و عرب‌ها از انجام خدماتي همچون خدمت سربازي معاف بودند، شاهدي بر اعطاي امتيازاتي به گروه‌هاي ملي ـ قومي درون امپراتوري مي‌باشد. همين مسأله نيز موجب شده بود تا كردها و اعراب كه اكثريت ملل امپراتوري را تشكيل مي دادند تا پيش از رسيدن نغمه‌هاي ناسيوناليسم و آغاز جنگ جهاني با تمايل و رغبت به ياري سلاطين باب عالي بشتابند. وجود گروه‌هاي بزرگي از كردها در ارتش مشهور حميديه در سال‌هاي جنگ جهاني اول و حتي مدتي پس از آن دليلي روشن بر اين موضوع است.

شايد بتوان اين واقعيت را دليلي بر اين دانست كه چگونه در قرون 16، 17 و 18 ميلادي ما شاهد نزاعي به آن شيوه كه بعدها به وجود آمد ميان باب عالي با اقوام امپراتوري نيستيم. و اين به ماهيت غيرمتمركز نظام سياسي عثماني باز مي‌گردد كه نوعي از خودمختاري را براي زيرمجموعه‌هاي خود به رسميت شناخته بود. بنابراين هسته‌ي نزاعي كه امروزه ما شاهد آن در روابط ميان حكومت فدرال كردستان و دولت تركيه هستيم يكي به تغيير در ماهيت سياسي نظام حاكم بر تركيه پس از ايجاد تركيه‌ي جديد در 1924 ميلادي بازمي‌گردد.

ساخت سياسي‌اي كه با انكار و نفي هويت فرهنگي، تاريخي و سياسي كردها همواره درصدد اجراي سياست‌محور يا به حاشيه راندن آن‌ها بوده است و امروزه با توجه به نقش نسبتاً قابل توجه‌اي كه كردها بدان دست يافته‌اند، در تلاش براي كنترل آن‌ها از سياست «مهار و تضعيف» استفاده مي‌كند. نكته‌ي ديگر در پيدايش نزاع موجود ميان طرفين به تقسيمات جديد سياسي پس از جنگ جهاني اول به ويژه در دهه‌ي 1920 ميلادي باز مي‌گردد كه در طي آن واحدهاي جديد ملي از درون امپراتوري عثماني شكل گرفت. در اين ميان قرار گرفتن آن بخش از كردستان كه بعدها منابع نفتي عمده‌اي در آن كشف شد در واحد سياسي جديدي به نام كشور عراق، موجب شد تا همواره توهم ميراث‌داري ترك‌ها به اين منطقه در ذهن دولتمردان آنكارا باقي بماند و حتي در پاره‌اي از مواقع چه در زمان قيوميت انگليس بر عراق و چه در دوران استقلال اين كشور به طرح ادعاهاي ارضي بر اين منطقه اقدام نمايند. اين موضوع هنگامي بيشتر مي‌شد كه دولت مركزي عراق اقتدارش به منطقه‌ي كردستان تضعيف مي‌شد و اين فرصت مناسب براي تركيه جهت طرح ادعاهاي ارضي‌اش فراهم مي‌ساخت. از دهه‌ي 1990 به بعد و پس از جنگ اول خليج فارس و از ميان رفتن قدرت دولت عراق به كردستان و ايجاد منطقه‌ي ممنوعه‌ي پروازي بر فراز كردستان توسط نيروهاي ائتلاف كه دوراني از خودمختاري نسبي در كردستان آغاز مي‌شود، با توجه به ؟ «قدرت پيش‌آمده» نخست تركيه اقدام به تحرك نظامي در منطقه‌ي كردستان مي‌نمايد. اما عدم حمايت‌هاي موردنظر پاره‌اي از كشورهاي متحد تركيه از اين اقدام و ممانعت تعدادي از كشورهاي ديگر از تداوم اين اقدام، تركيه مجبور به پايان دادن به اقدامات نظامي خود مي‌شود. از اين مقطع به بعد زمامداران آنكارا از يك سو تلاش مي‌كنند تا به بهانه‌ي سركوب نيروهاي P.K.K از شكل‌گيري يك حكومت دو فاكتور در كردستان با ارعاب و تهديد كردها جلوگيري مي‌كنند و از ديگر سو با طرح مسايل كهنه‌اي همچون ادعاي ارضي بر كركوك و آنكارا دفاع از حقوق تركمن‌هاي ساكن اين ناحيه سياست‌هاي خود را به پيش برند.

بنابراين مي‌توان خط‌مشي تركيه را در سه عنوان جمع‌بندي نمود: نخست حمله‌ي نظامي، دوم ارعاب و تهديد و سوم طرح ادعاي ارضي و دفاع از حقوق تركمن ‌هاي كركوك.

نه‌وروز: آقاي سجادي به نظر شما ريشه‌ي بي‌اعتمادي ميان كردها و تركيه به سال 1923 برمي‌گردد يا از مسئله‌ي ديگري نشأت گرفته است؟

سجادي:شخصاً چنين فكر مي‌كنم كه حمله‌هاي اخيري كه توسط ارتش تركيه به بهانه‌ي حمله به نيروهاي p.k.k در قنديل صورت گرفت، بيشتر بهانه‌اي براي اين اقدام بايد تلقي شود تا امري واقعي آن‌چنان كه ترك‌ها آن را در چهارچوب سياست دفاع از امنيت ملي خود قلمداد نمودند. به نظر من مقطع زماني اين اقدام نظامي از چندين جهت بسيار حائز اهميت و قابل توجه است: نخست از اين جهت كه اين اقدام هنگامي صورت گرفت كه ما شاهد نزديك شدن به مرحله‌ي زماني به سرانجام‌رساندن مسأله‌ي تعيين وضعيت كركوك در چهارچوب ماده‌ي 140 قانون اساسي عراق هستيم كه حل اين مسأله را با مراجعه به همه‌پرسي و در چهارچوب رفراندم پيش‌بيني كرده بود، از قبل مشخص بود كه در صورت انجام رفراندم به دليل خواست و تمايل تاريخي ساكنان اين ناحيه كركوك به بخش اداري كردستان ملحق مي‌شده است به همين دليل از مدت‌ها پيش دولت تركيه كه الحاق اين ناحيه به حكومت فدرال كردستان را ضربه‌اي جبران‌ناپذير براي منافع خود مي‌دانست و چون هيچ‌گاه پايبندي خود را در اقدام به تماميت ارضي و عدم مداخله در امور كشور همسايه‌ي خود به رسميت نشناخته است، به انحاء مختلفي درصدد برآمد تا يا از اجرايي‌شدن اين مرحله از ماده‌ي 140 جلوگيري به عمل آورد و در غير اين ‌صورت با سنگ‌اندازي بر سر آن انجام اين ماده‌ي قانون اساسي عراق را به تعويق اندازد تا شايد اين ماده‌ي قانوني شامل مرور زمان شده و آن را از اثربخشي ساقط نمايد. پس ورود ترك‌ها به فاز درگيري نظامي به بهانه‌ي سركوب p.k.k در اين چهارچوب قابل بررسي و تأمل است، زيرا كه اين بار به صورت غيرمستقيم آنكارا نسبت به عزم رهبران و مردم كرد در عملي ساختن ماده‌ي 140، هشدار نظامي مي‌داد. شايد كم شدن حملات هوايي و تنش‌هاي اخير دليلي ديگر بر اين مدعا باشد كه هدف اصلي تركيه از انجام اين عمليات منجر به نتيجه شده و آن به تعويق انداختن ماده‌ي 140 قانون اساسي عراق به مدت شش ماه در ارتباط با مسأله‌ي كركوك و نواحي اطراف آن است.

مسأله‌ي دوم آن كه اين اقدام زماني صورت مي‌گرفت كه جامعه‌ي تركيه شاهد تحولات مهمي در درون خود بود. يكي از تحولات مهم اين مقطع پيروزي اسلام‌گرايان در فتح سنگر رياست‌جمهوري تركيه توسط عبدلله گُل و به دنبال آن موضوع تغيير قانون اساسي تركيه بود كه مدت‌ها از طرح آن مي‌گذشت با اين نيت كه از نقش و قدرت نظاميان در ساختار نظام سياسي تركيه مي‌كاست، خواسته‌اي كه مدت‌هاست اتحاديه‌ي اروپا بر انجام آن پاي مي‌فشرد تا اجازه‌ي ورود تركيه به اين اتحاديه داده شود. به نظر مي‌رسد بروز شرايط به وجود آمده، فرصتي طلايي بود تا ارتش‌سالاران ترك از اين اوضاع براي احياي نقش و بازگشت مجدد به صفحه‌ي اول قدرت سياسي اين كشور سود جويند. بدين ترتيب، با ورود ارتش به صفحه‌ي نزاع مجدداً نقش ارتش به عنوان قهرمان ملي در ميان بخش‌هاي عمده‌اي از جامعه‌ي تركيه همچون ملي‌گرايان ترك بازتوليد مي‌شد، تلاشي كه شايد بتواند چند صباحي بيشتر به رهبران نظامي در تركيه فرصت ابراز وجود بدهد، اما قطعاً موقتي و زودگذر خواهد بود و ديري نخواهد پاييد كه رهبران نظامي براي هميشه شاهد خداحافظي از صحنه‌ي قدرت در تركيه باشند. زيرا تركيه كه در سال‌هاي اخير شاهد گذاري آرام و تدريجي در راستاي تأسيس و تقويت نهادهاي مدني خود است،‌حركتي كه نقطه عزيمت آن تضعيف و تحديد ساختار اليگارشيك نظاميان است. و اين روند قطعاً به كاهش مشروعيت گفتمان نظامي ـ‌ امنيتي در اين كشور خواهد انجاميد. بنابراين زياد دور از انتظار نبود كه رهبران رده‌بالاي ارتش نه به شكست كشاندن اين پروسه دست به مقاومت‌هاي پنهان و اقدامات مستقيم و غيرمستقيم براي ايجاد تنش و بحران‌سازي بزنند تا راه به بازگشت آن‌ها به ساختار قدرت هموار گردد. در اين راستا چه ابزاري بهتر از مسأله‌ي p.k.k و مشكل‌ تركيه با اين گروه سياسي ـ نظامي، زيرا كه اگر راهبرد نظامي در برابر p.k.k مؤثر و نتيجه‌بخش بود، قاعدتاً در تهاجمات گسترده‌ي هوايي و زميني كه ارتش تركيه به مناطق شمال كردستان عراق در طي دهه‌ي 1990 ميلادي داشت وگستره‌ي آن وسيع‌تر از حملات اخير بود، نتايج نظامي قابل توجهي به دست مي‌آورد. امري كه با نگاهي به دستاوردهاي اين عمليات نظامي در سال‌هاي ابتدايي دهه‌ي 1990 هيچ‌گاه محقق نشد.

شايد بد نباشد كه در اين‌جا به نقشي كه  p.k.k در سال‌هاي پس از فروپاشي قدرت دولت مركزي بر منطقه‌ي كردستان عراق جهت ايجاد حايلي با دولت تركيه كه موجبات موفقيت كردها را در تثبيت نسبي موقعيت‌شان در اين مقطع زماني داشت اشاره‌اي داشته باشيم. به نظر من p.k.k نقشي پارادوكسيكال را در ارتباط با حكومت فدرال كردستان در سال‌هاي اخير ايفا نموده است. از يك سو همچنان كه اشاره شد به بهانه‌اي براي دولت تركيه بدل شده تا به واسطه‌ي آن به تهديد موجوديت حكومت خودمختار كردستان بپردازد و گاه‌گاهي به انجام حملات نظامي و مداخلات اطلاعاتي ـ امنيتي در اين منطقه اقدام نمايد. از ديگر سو نبايد فراموش كرد كه در همين مقطع زماني، p.k.kهمچون سپري حايل ميان تركيه و حكومت فدرال كردستان بوده كه از رويارويي مستقيم ميان طرفين جلوگيري به عمل آورد، و در واقع فضاي تنفسي براي كردستان عراق ايجاد نمود تا بحران كرد از اين فضا جهت تثبيت موقعيت خود استفاده نمايند. در حقيقت وجود p.k.k بود كه از فشارهاي گاه و بي‌گاه تركيه بر منطقه‌ي كردستان با بهانه‌هايي همچون طرح مسأله‌ي حمايت از حقوق تركمن‌هاي عراقي و ادعاي مالكيت ارضي بر مناطق كردنشين كركوك و موصل كه در پشت آن هدفي جز در به شكست كشاندن كردها در دستيابي به دولت فدرالي نبود، مي‌كاست بدين معنا كه p.k.kبا ايجاد جنگ‌هاي پراكنده و انجام عمليات ايذايي در درون خاك كردستان تركيه شرايط را به گونه‌اي رقم زد كه دولتمردان آنكارا با درگيرشدن در مسايل درون تركيه از فشارهاي خود حكومت منطقه‌اي كردستان تا حدي بكاهند.

نه‌وروز: به خاطر اهميت رويدادهاي اخير و حملات نظامي ميان تركيه و هجوم آن بر نيروهاي ‌P.K.K واقع در مرز تركيه و عراق و بعضاً به (هه‌ريم) و با توجه به سيستم حكومتي تركيه و قانون اساسي اين كشور كه ارتش  دولت و حتي در بسياري از مراجع تصميم‌گيرنده‌ي نهايي مي‌باشد دولت نمي‌باشد آيا به نظر نمي‌رسد ارتش سعي در مهم نشان و احياي دوستي بيشتر در حكومت تركيه باشد؟ و همچنين آيا نبرد ارتش تركيه با نيروهاي چريكي و پارتيزاني P.K.K با توجه به اين‌كه تاريخ نشان داده كه در اين‌گونه نبردها امكان برد با نيروهاي نامنظم و پارتيزان بيشتر بوده و ريسك بزرگي براي ارتش نمي‌باشد؟

 سجادي:در مورد رابطه‌ي تركيه و p.k.k به طور كلي دو ديدگاه وجود دارد: نخست نگرشي كه بر آن است تا رابطه‌ي ميان طرفين را، رابطه‌اي پنهاني و موازي با همديگر تلقي كند؛ اين ديدگاه پيشتر از سوي آنكارا دنبال مي‌شود و از اين راه درصدد است تا آمريكا را در بحراني اخلاقي قرار داده تا نقش مؤثرتري را در مبارزه‌ي مشترك با نيروهاي p.k.k برعهده بگيرد. ديدگاه دوم كه توسط دولتمردان ايالات متحده و به صورت آشكارا در موارد متعددي بيان شده، نه تنها وجود هرگونه رابطه با p.k.k را انكار مي‌كند بلكه اين گروه توسط دستگاه سياست خارجي آمريكا در زمره‌ي سازمان‌هاي تروريستي طبقه‌بندي شده و با توجه به اين كه در سال‌هاي اخير كه مبارزه با تروريسم بر نوك پيكان سياست خارجي اين كشور قرار گرفته، مبارزه با اين گروه به شيوه‌ي در اختيار نهادن اطلاعات مخفي به دولت تركيه از اعضاء و امكانات و پايگاه‌هاي سازمان سياسي ـ نظامي p.k.k شيوه و راهبرد آمريكا در مبارزه با اين گروه بوده است. اوج اين همكاري با تركيه در مبارزه با p.k.k هنگامي بود كه عبدالله اوجالان رهبر اين گروه به واسطه‌ي اطلاعاتي كه آمريكا در اختيار نهادهاي اطلاعاتي تركيه قرار داد با همكاري سازمان موساد در سال 1999در كشور كنيا ربوده و به تركيه انتقال داده شد، در اين‌كه آمريكا چه نقشي در دفاع از تماميت ارضي عراق مي‌تواند برعهده بگيرد، همچنان كه به درستي اشاره نمود در قواعد حقوق بين‌الملل دفاع از حاكميت و تماميت ارضي كشور اشغال‌شده برعهده‌ي دولت اشغالگر گذاشته شده است، اما تا چه حد اين اراده در ميان آمريكايي‌ها براي دفاع از حقوق ارضي عراق وجود داردبستگي به شرايط و عوامل متعددي كه سياست خارجي اين كشور را در چهارچوب منابع ملي‌اش به اقدام در برابر اين وضعيت وادار نمايد. ظاهراً در اين مورد سياست آمريكا مبتني بر «فشار و هدايت» بوده است. بدين معنا كه از يك سو بر تركيه فشار وارد آورده تا از دست زدن به عمليات گسترده‌ي نظامي در خاك كردستان عراق بپرهيزد و از ديگر سود براي جلب رضايت خاطر آنكارا به هدايت عمليات محدود هوايي عليه پايگاه‌هاي p.k.k در محدوده‌ي مرزي كردستان پرداخته است.


ادامه مطلب

3 Mar 2008 توسط هيوامسلمي |

مصاحبه با آقاي "عمر فاروقي"

                                      

                                                                                                                                                      

آقاي فاروقي با سپاس از اينكه وقت خودتان را به ما دادين ، اگر امكان داره مختصري از بيوگرافي خودتان را براي ما بفرمائيد .

·  در بهمن 1325 هنگامي كه مرحوم پدرم ملامحمد صالح فاروقي ، مدرس و امام مسجد آبادي سه‌لته‌كه‌لتووي سقز در آن روستا متولد شدم ايشان وقتي من سه ساله بودم فوت كردند در سن هفت سالگي بود كه مرا به حجره فرستادند تا به من آموزش بدهند اما هر بار به دليلي آواره شدم تا در سال 1335 به مدرسه‌ي شاپور سقز رفتم و چون مختصر سوادي داشتم مستقيماً سوم ابتدايي قبول شدم مدتي بعد شركتي ساختماني در سقز مشغول تأسيس دخانيات شد و من در تعطيلات تابستان بعنوان سقا با روزانه 3 تومان شروع بكار كردم و مخارج كيف و كفش و لباسم را تهيه مي‌نمودم در سال 1339 بعنوان كارگر و روزمزد در حالي كه 14 سال داشتم در دخانيات استخدام شدم (با حقوقي روزانه 4 تومان) به هر حال امورات زندگي مي‌گذشت تا اينكه در سال 1349 به خدمت سربازي اعزام شدم و اين مدت را در پادگانهاي جلديان و عجب‌شير به سرآوردم پس از آن دوباره به دخانيات بازگشتم و پس از مدتي شغلم به سركارگري ارتقاء يافتم و در دبيرستان شبانه ثبت نام كردم و در داخل محيط كار نيز روي به فعاليت سنديكائي آوردم و مدتي دبير سنديكاي كارتري دخانيات شدم و مدتي نيز نماينده علي‌البدل كارگران بودم . روي اين اصل در چند كنگره كارگري و حزبي در تهران شركت كردم


ادامه مطلب

27 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

« كه ر كووك به ره و كوێ »

                                              كاوه علی زاده – رشته حقوق

 

به بڕوای من پێویست نه كات ئێمه له باره ی مێژووی كه ر كووك شتێك بنووسین دیاره هه ر كوردێكی دڵسۆز ده زانێ كه « كه ر كووك » شارێكی كوردستانیه ، بڵام له به ر گرنگ بوونی باسه  كه مان چه ند پرسیار بۆ خوێنه ری به رێز دێته پێشه وه ، وه ئه مه ئه وه یه كه :

1-     كه ر كووك به ره و كوێ ده روا ؟

2-     كه ر كووك ده گه رئێه وه سه ر هه رێمی كوردستان ؟

3-     ئایا كه ر كووك بۆ ئه وه دبێت ببخشرێت ؟

وه ك ده زانین له دوای شه ڕی یه كه می جیهانی كه رژیمه كان یه ك له دوای یه ك له عێراق ده ها تنه سه ر كار وهه ر كارێكان ده كرد بۆ ئه وه ی كه ر كووك له كوردستاندا بچرێنین ، و به سه ر كارهاتنی رژیمی فاشیستی به عس به هه مو جۆرێك ده یویست كه ر كووك به عه ره ب بكات و         ئه م كاره یشی له گه ڵ زۆر به ی ناچه و كانی دیكه ی عێراق كردوه .

رژیمی به عس له ناو چوو هه تاپێش ساڵی 2003 . م به ر ده وام بوو له سه ر ئه م كارنه ی . له دوای هاتنی هێزه ها و پیمانكان و به سه ر كردایه تی ئه مریكا ، باروودۆخی ناوچه زۆر گوڕا نكاری به سه ر داهات ، به ڵام ده بێت بڵێن ئه مجاره یش به هۆی نه بوونی به ر نامه ئیستراتژیكی دا ێژراوی كورده كان به تایبه ت دووحیزبی « یه كیه تی نیشتیمانی » و «پارتی » وهه لوێسته جیاوازه كانیان و بوونی به ره ی یه كگر توویی ئه م پارتی كوردستانیانه نیا نتوانی له م هه له          به هره یێكی چاك به رن و دیسان هه لێكی دیكه یان له كیس چوو . لامان وایه ئه گه ر بیا نتواناێی له و كاته دا بچنه سه ر كه ر كووك و ئه م شاره یشیان بگر تاێیت ئیستانه ده كه وته                      « شێرو خه ت » وه ئه وه بوو به هۆی ئه وه ی كه قانوونی نۆی عێراقدا به ماده ی « سه دو چل» (140) خۆی پیشان برات .

ماده ی (140) : به پێی ئه م ماده یه تا ساڵی 2007 زایینی وه زعی كه ر كووك ئاسایی بكر ێیه وه هه روه ها شارو شارۆ چلكه كان كه به عه ره ب كراون به گه ر ێته وه سه ر كوردستان و هه روه هاله م ساڵه دایه كه ئه بێ ڕا پرسی له سه ر بكرێ .

ئیستاكه ساڵی 2007 ها تووه ده بینین كه هێشتا هیچ شتێك نكراوه و له م دوایانه دا ده بینین كه ده و ڵه تی داگیر كری كوردستانی توركیه وه ك شیر هه ڵ ده چێت و ده ستێوه ر دان له هه رێمی كوردستانی عێراق ده كن ، ده زانین ئه م ده و له ته فاشیستیه ماوه یێكه به هانه ی توركمن كان      خه ریكی ده س تێوه ر دان له هه ر ێمی كوردستاندایه ( به ڵام نابێت ئه وه مان له بیر بچیته وه كه تور كمنه كان كه مینه ن و خاكیان نیه . )

ئه هانه ( ده وله تی توركیه ) تێبینیان به رامبه ر به م مسئله له ئه وه یه كه را پرسی نه كرێ .

به ڵام هه ڵو ێستی توندی سه رۆكی هه رێمی كوردستان « به رێز مه سعود بارزانی » به رامبه ر بووه ته وه و توركیه مه حكووم ده كات ورایگه یاند توركیا حه قی ده خاڵه ت كردنی له عێراقدا و به تایبه ت هه ریمێ كوردستانی نیه و ئه م جاره وه ك ساڵان ئاوه ڵاوی جۆر له سه ر كه كووك      دانن چونكه ده زانین ژانێراڵ بارزانی كه ر كووك به دڵی كوردستان ده زانێ و تاڵه بانی به قودسی كوردستان و برۆكسل پڵته ختی بلچیكا ده زانێت .

به ڵام ده بی به وتی دوكتوور محه مه د حسه ین عه زیز ئاماژه بكه ین كه ده ێێت كه ر كووك له هیچ شارێكی كوردستانیه به هاتنی ساڵی 2007 ده نه ته وه ی كورد و به تایبه ت كورده كانی باشور و سه ر كرده كانی ئه وان سوور بن له سه ر ئه م راخوازییان و ئه م جاره به رنامه و ئیستراتژیكی نوێ بچن به ره و روی ئه م ماده قانوونیه و موڵه ت نه ده ن به ده و له تانی دیكه و به تایبه ت توركیه كه ده ست بۆ هه رێمی كوردستان به رن و داخوازیان له وڵاتانی ده ره وه و به یبه ت دو له ته ئۆروپا یی و  ئه مریكایی و سازمانی نه ته وه یه كگرتوه كان و سازمانی مافی مرۆڤ ئه ده بێ كورد ه كان به تایبه ت سه ر كرده كانی كورد ئیجاره نه ده ن ئه مجاره یش غه در له كورد بكرێت وبزانن كه كوردستان به بێ كه ركوك گۆڕستانێكی مردووه...

  

 

ئه گه ر باڵدار بم ... یه ك باڵم

ئه گه ربه روو... ئه گه ر قه ڵه م

یان كڵاووكوڕه ی شێعریش بم

بێ كڵاووم

گه ر ئه سپ بم... خاوه نی تاقه یه ك چاوم

ئه گه ر«با» بم بێ گڤه م و

ئه گه ر«ئاو» بم بێ خوره م و

ئه گه ر هه نگووینی وشه یش بم

له ناو زاری ئازادیمدا

تفت تفت و هه ر بێ تامم

من كوت و مت به بێ كه ركووك

مرۆڤێكی كه م ئه ندامم       

                                شێركۆ بێكه س

 

منابع:

1-    كورد و كێشه ی كه ر كووك.دوكتوور حوسه ین محه مد عه زیز

2-    نامه یێكی درێژ بۆ نوشیروان مه سته فا. دوكتوور حوسه ین محه مد عه زیز

 

27 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

به یاد" استادمهدی شهیدی"

 

استاد در سال 1313 در يك خانواده فرهنگي علمي در شهر قزوين دیده به جهان گشود  و در سنین کودکی پدرش را از دست داد. پس از دوره ابتدايي و متوسطه به اخذ ديپلم رياضي و مدارك دانشگاهي به موازات مطالعات در ادبيات عرب، منطق، فلسفه، فقه، اصول و ساير علوم مربوط و اخذ گواهي اجتهاد نايل آمد.

پس از موفقيت در مسابقه ورودي دانشگاه در رشته هاي مختلف رياضي، ادبي، طبيعي مانند علوم رياضي، پزشكي، حقوق و اقتصاد، رشته حقوق دانشكده حقوق دانشگاه تهران را برگزيد. پس از گذراندن دوره هاي ليسانس و فوق ليسانس حقوق خصوصي با درجه ممتاز و با گذراندن دوره كارآموزي ، پروانه وكالت دادگستري را به دست آورد. سپس به كشور فرانسه عزيمت كرد و ظرف مدت كوتاهي كه تا آن زaمان سابقه نداشته بود ، دوره D.E.S را در حقوق خصوصي و D.E.S. در علوم كيفري را طي كرد و دكتراي دولتي (Etat ) را در حقوق خصوصي اخذ كرد و رساله ديگري براي دكتراي علوم كيفري در پاريس به ثبت رساند كه پس از بازگشت به ايران به علت اشتغال زياد مجال گذراندن رساله اين رشته را نيافت. پس از بازگشت از فرانسه به عضويت هيئت علمي دانشكده حقوق دانشگاه ملي ايران آن زمان با مرتبه استادياري درآمد. وی در سال ۱۳۷۲ به عنوان استاد نمونه دانشگاه شهيد بهشتي و در سال ۱۳۸۰ به عنوان استاد نمونه دانشگاههاي كشور برگزيده شدن و نیز استاد قضات دادگستری نیز بودند. ایشان در دعاوي بينالمللي به عنوان صاحب نظر و یا وكيل مدافع شركت داشتند و سالها براي كانون وكلاي دادگستري مركز در اختبار و كميته استفتائات فعاليت می کردند و نیز استاد راهنماي بيش از يكصد و بيست پايان نامه كارشناسي ارشد و دكتري بودند. كتابهايي چون، تشكيل قراردادها و تعهدات، اصول قراردادها و تعهدات، آثار قراردادها و تعهدات، سقوط تعهدات، ارث، حقوق مدنی 3 تعهدات، حقوق مدنی 6 عقود معین و مقالات حقوقی از ایشان منتشر شده است. مقالات و سخنراني هاي متعددي در رشته هاي حقوق مدني، تجارت، بينالملل خصوصي و علوم كيفري و نيز در موضوعات مستحدث، مانند تلقيح مصنوعي انسان و ناباروري و غيره از ایشان چاپ و منتشر شده است. ایشان در صدد تکمیل کتب خود در زمینه حقوق قراردادها با عنوان شروط ضمن عقد و معاملات فضولی بودند که متأسفانه اجل مهلتش نداد.

روحش شاد و یادش گرامی                                                          

 

25 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

کنوانسيون حقوق کودک

           

ديباچه
بر اساس اصول پايه ای سازمان ملل متحد که از طرف تمامی نمايندگان جامعه بشری عضو آن پذيرفته شده است، احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذير حقوقی انسانها ترسيم گر آزادی، عدالت و صلح در جهان است.
ملتهای دنيا بر مبنای همين اعتقاد به مقام و منزلت انسانی، خواهان سعادت عموم بشری در قالب پيشرفتهای اجتماعی، بهبود وضعيت زندگی همراه آزاديهای هر چه بيشتر هستند.
با اعلام پذيرش اعلاميه جهانی حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد و تضمين بهره مندی تک تک افراد بشری از حقوق مندرج در آن بدور از وابستگيهای نژادی، جنسی، مذهبی، فرهنگی، سياسی، مالی، قومی و يا هرگونه تبعيض ديگری.
و با توجه به اينکه سازمان ملل متحد در اعلاميه جهانی حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ی کودکان و حمايت آنها تاکيد کرده است.
و با آگاهی به اينکه خانواده، واحد ساختاری جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضای آن و به ويژه شکل دهنده ی شخصيت کودکان است.
و اينکه کودکان برای شکوفايی خود نيازمند داشتن خانواده ای هستند سرشار از محبت، عشق، تفاهم و احترام.
و با اين يادآوری که بايد کودک را برای فردای جامعه آماده و او را مطابق ايده آل های اعلام شده از طرف سازمان ملل يعنی آزاديخواه، باشخصيت، صلح جو با روحيه ای دارای تفاهم و همبستگی تربيت نمود و با توجه به ضرورت حمايت ويژه کودکان مطابق مصوبات بين المللی مختلف و از آن جمله:
قرارداد ژنو در سال 1924 ميلادی در باره حقوق کودکان، قرارداد رعايت حقوق کودکان از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بيستم نوامبر 1959 ميلادی، اعلاميه ی جهانی حقوق بشر، پيمان بين المللی در باره حقوق سياسی و شهروندی (بخصوص در ماده 23 و 24 آن)، پيمان جهانی برای حقوق اجتماعی، سياسی و فرهنگی (بخصوص در ماده 40)، اسناد و اساسنامه های ديگر تشکل های بين المللی که بنفع کودکان فعاليت ميکنند.
و بدنبال آنچه در اسناد حقوق کودک ذکر شده است، مبنی بر اينکه: کودک بخاطر عدم بلوغ جسمی و روانی خود، نيازمند حمايت ويژه حقوقی قبل و بعد از تولد ميباشد.
و بر اساس مصوبات و قراردادهای مربوط به حمايت کودکان و بخشنامه های سازمان مل در باره تعيين حداقل سن و شرايط مجازات قانونی برای نوجوانان و حمايت از زنان و کودکان در زمان جنگ و درگيريهای مسلحانه.
و بر پايه اين واقعيت که در بسياری از کشورهای دنيا، کودکان در موقعيت بد و نابسامانی زندگی ميکنند و نياز به توجه فوری و ويژه دارند.
و با درک اهميت و ارزش همکاری های بين المللی برای بهبود شرايط زندگی کودکان در همه ی دنيا و بويژه در کشورهای در حال رشد.
پيمان نامه ای برای حفظ و رعايت حقوق کودکان جهان به قرار زير تصويب ميشود:
ماده 1 (تعريف)

مطابق اين پيمان نامه، يک کودک، انسانی است که سن هجده سالگی را هنوز تمام نکرده است مگر اينکه سن بلوغ از نظر حقوق جاری در کشورهای مربوطه زودتر تعيين شده باشد.

ماده 2 (ممنوعيت تبعيض)

1)  حکومتهای عضو اين پيمان، برای هر کودکی که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرق گذاری و بدور از هرگونه وابستگی به نژاد، رنگ پوست، منشاء اجتماعی و قومی و يا ملی، ميزان دارايی، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگری که کودک در آن است، اجرای حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند.
2)  حکومتهای عضو اين پيمان، تمام اقدامات لازم را انجام ميدهند تا اين اطمينان کامل را بوجود آورند که هر کودکی از همه اشکال تبعيض و فرق گذاری در امان است و بخاطر ابراز عقيده و جهان بينی و فعاليت های والدين يا سرپرست يا اقوام خودش مجازات نمی شود.

ماده 3 (نفع کودک)

1)  درانجام هر اقدامی که به نوعی به کودک مربوط ميشود، چه در بخش عمومی، خصوصی، اداری، غير اداری و يا هر بخش ديگری، رعايت نفع و تامين سلامت کودک بر ساير مسائل تقدم دارد.
2)  حکومتهای عضو پيمان موظف اند با رعايت حقوق والدين و يا سرپرست، از کودکان حمايت نموده و اقدامات لازم حقوقی و قانونی را بعمل آورند.
3)  حکومتهای عضو پيمان، اطمينان ميدهند که ارگانها و نهادهای مسئول حمايت کودک، دارای استانداردهای تعيين شده مربوط به تعداد و تخصص نيروی شاغل و تکنيک موجود در موسسات هستند و به ويژه در زمينه ايمنی و بهداشت کنترل کافی وجود دارد.

ماده 4 (وظايف دولتها)

حکومتهای عضو پيمان، اقدامهای ضروری و مناسب قانونی، اداری و غيره را بعمل می آورند تا حقوق پذيرفته شده در اين عهدنامه را اجرا نمايند. حکومتها برای تحقق مفاد اين عهدنامه با توجه به حقوق و اوضاع اجتماعی، سياسی و فرهنگی، تا آخرين حد ممکن از تمامی منابع موجود ملی خود و در صورت نياز بين الملی استفاده ميکنند.


ادامه مطلب

25 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

متن کامل قانون اساسی عراق

بسم الله الرحمن الرحيم
ما به بني آدم كرامت بخشيديم .
ما اهالي عراق خاستگاه پيامبران و رسولان , سرزمين ائمه اطهار و پيشتازان تمدن و كتابت و نگارش هستيم كه اولين قانون بشري در سرزمين ما تدوين شد , قديمي ترين معاهده عادلانه براي اداره امور در سرزمين ما تهيه شد , صحابه و اوليا در سرزمين ما نماز خواندند , فلاسفه و علما در سرزمين ما به تامل و تفكر پرداختند و ادبا و شعرا دست به ابداع و نوآوري زدند با آگاهي از حق خداوند بر ما و در پاسخ به دعوت وطن و شهروندان و رهبران ملي و مذهبي و اصرار مراجع بزرگ , رهبران , مصلحان و نيروهاي ملي و سياسي و با حمايت دوستان , براي اولين بار در تاريخ خود در روز سي ژانويه 2005 ميليونها زن و مرد و پير و جوان پاي صندوقهاي راي حاضر شدند آنها در حالي پاي صندوق هاي راي حاضر شدند كه سركوب هاي طايفه اي توسط ستمگران مستبد را به ياد مي آوردند , از شهداي فجايع عراق اعم از شيعه و سني , عرب , كرد و تركمن و بقيه برادران خود الهام مي گيرند.
فاجعه حمله به شهرهاي مقدس و جنوب در انتفاضه شعبانيه انها را تحت تاثير قرار داده است , آتش گورهاي دسته جمعي , اهوار و دجيل و... آنان را داغ كرده است , درباره فجايع سركوب قومي در كشتارهاي حلبچه , برزان , انفال و كردهاي فيلي سخن مي گويند و از فجايع سركوب تركمن ها در البشيرالهام مي گيرند.
اهالي منطقه غربي نيز مانند بقيه مناطق عراق با كشتار رهبران شخصيتها و بزرگان و آواره شدن افراد شايسته و خشكاندن منابع فكري و فرهنگي روبرو شدند بر همين اساس دست به دست هم داديم تا دوشادوش يكديگر عراق جديدي بسازيم , عراق آينده كه از طايفه گرايي , گرايش هاي نژادي , مشكلات منطقه اي و تبعيض و طرد درخبري نيست .
تكفير و تروريسم پيشرفت مابه سمت ايجاد كشور قانون را متوقف نكرد و طايفه گرايي و نژادپرستي نيز ما را از تلاش براي تقويت وحدت ملي , در پيش گرفتن شيوه انتقال مسالمت آميز قدرت , اتخاذ شيوه توزيع عادلانه ثروت ودادن فرصت هاي برابر به همه بازنداشت .
ما ملت عراق كه تازه از ذلت و خواري بيرون آمده و با يك نظام جمهوري فدرال دمكراتيك كثرت گرا با اطمينان به آينده خود چشم دوخته است و با همه عناصر خود اعم از زن و مرد و پير و جوان عزم خود را جزم كرده است تا به اصول قانون احترام گذاشته و سياست تجاوز را كنار بگذارد , به زنان و حقوق آنها , سالخوردگان و دغدغه هاي آنان و كودكان و امور آنها توجه كند و فرهنگ تنوع را گسترش دهد و ريشه تروريسم را از جا بكند.
ملت عراق كه با همه عناصر و مولفه هاي خود عهد بسته است آزادانه تصميم بگيرد و اتحاد را براي خود برگزيده است و از ديروز براي فردا عبرت بگيرد و بااستفاده ازمجموع ارزشها , الگوهاي عالي رسالت هاي آسماني ودستاوردهاي جديد علمي و تمدن انساني اين قانون اساسي دائمي را تدوين كند.
پايبندي به اين قانون اساسي اتحاد آزادي ملت , سرزمين و حاكميت عراق را براي آن حفظ مي كند.


 


ادامه مطلب

25 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

زندگی نامه ی بهمن قبادی

                          

بهمن قبادي در سال 1348 در شهر مرزي بانه كردستان به دنيا آمد. او چهارمين فرزند خانواده هفت نفري‌شان است و اولين پسر خانواده. تا 12 سالگي در بانه زندگي كرد و بعد از آن جنگ‌ها و آشوب‌هاي منطقه او و خانواده‌اش را راهي سنندج ( مركز استان كردستان ) كرد
تحصيلات متوسطه‌اش را در سنندج به پايان برد و سال 1371 براي ادامه تحصيل در دانشگاه، به تهران آمد و در رشته فيلم‌سازي در دانشگاه صدا و سيما مشغول به تحصيل شد، ولي دانشگاه را رها كرد و به انجام نرساند.
او معتقد است هر آنچه در سينما دارد حاصل تجربياتي‌ست كه با ساختن فيلم هاي كوتاهش به دست آورده.
قبادي در سال هاي پاياني دهه 60 به عكاسي هنري و صنعتي روي آورد. بي‌شك تاثير عكاسي در نگاه او به جهان تصوير گرش انكار ناپذير است. پس از آن، با ساخت فيلم‌هاي هشت ميلي‌متري به فيلم‌سازي روي آ ورد. حاصل آن دوران، تعدادي فيلم داستاني و مستند هشت ميلي‌متري است. فيلم‌هاي كوتاه قبادي از نيمه دهه 1370 مورد توجه قرار گرفتند و توانستند جوايز داخلي و خارجي متعددي را نصيب قبادي كنند.
با فيلم زندگي درمه، مسير تازه‌اي در كارنامه او گشوده شد. اين فيلم جوايز متعدد بين‌المللي را به دست آ ورده و عنوان ((پر افتخار ترين مستندتاريخ ايران)) را نيز به خود اختصاص داده است. وي با ساخت فيلم بلند زماني براي مستي اسب‌ها به جرگه فيلم‌سازان حرفه‌اي پيوست.

اين فيلم، نخستين فيلم مستند كردي زبان تاريخ سينماي ايران است.
آوازهاي سرزمين مادري‌ام دومين فيلم بلند اوست. فيلمي با زبان و ساختاري يكدست كه امكانات بصري را نيز به تصوير مي‌كشد.
لاكپشتها هم پرواز مي‌كنند سومين فيلم قبادي‌ست كه به نحوي مهمترين اثر او نيز هست. فيلمي كه بيش از هر اثر ديگري توانست مرزهاي سرزمين كردستان را بر روي جهان بگشايد.

 

حضور در جشنواره‌ها به عنوان داور

1. جشنواره بين‌المللي فيلم كن، بخش دوربين طلايي، 1381
2. جشنواره بين‌المللي فيلم روتردام، هلند، 6 الي 17 بهمن 1384
3. جشنواره بين‌المللي فيلم جونجو، كره‌جنوبي، 6 الي 16 ارديبهشت 1385
4. جشنواره بين‌المللي فيلم ويلادوكنده، پرتقال، 12 الي 20 تير 1385
5. رئيس هيئت داوران بخش مسابقه سومين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم آنوني مال، 23 الي 28 مرداد 1385
6. جشنواره بين‌المللي فيلم سائوپائولو، آبان 1385

      

                    

 فیلم بلند

 نيوه‌مانگ
       لاك پشت‌ها هم پرواز مي‌كنند
 آوازهاي سرزمين مادري ام 
 زمانی برای مستی اسبها

 فیلم کوتاه

 دف
 آن مرد آمد
 جنگ تمام شد
 باز باران با ترانه
 دنگ
 سهميه دفتر
 ماهي خدا
 مثل مادر
 مهماني
 زندگي در مه
 نغمه‌هاي دختران دشت
 وظيفه‌ م حسيني
 سربازي به نام امين
 پانتول
 كبوتر نادر پريد
 باجه تلفن
 بالكن
 ز مثل زندگي
 گل باجي
 نگاهي گذرا
 از زاويه ديگر
 سرتراش خانه
 هفده تمام

 

25 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر

ديباچه

از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانواده‌ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است،

از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه‌ای انجاميده كه وجدان بشر را برآشفته‌اند و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است ،

از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد،

از آن جا كه گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود،

از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند،

از آن جا كه دولت‌های عضو متحد شده‌اند كه رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمين كنند،

از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد،

مجمع عمومی اين اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلام می‌كند تا همه‌ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده‌ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در ميان مردمان كشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی كه در قلمرو آن‌ها هستند، تامين كنند.

ماده‌ی ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتاد كنند.

ماده‌ی ٢

هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده‌ی سياسی يا هر عقيده‌ی ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی ،ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه‌ی آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.

ماده‌ی ٣

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده‌ی ٤

هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.

ماده‌ی ٥

هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.


ادامه مطلب

25 Nov 2007 توسط هيوامسلمي |

"دکتر سروش"..................شيرين سخنی كه در تلخی سياست گم شد

 

سروش شخصيتی چند وجهی است. از يك سو معلمی خوش‌ سخن برای انتقال پاره‌ای از مفاهيم فلسفه علم و فلسفه تحليلی به ايران بود، در وجهی ديگر پژوهشگر و نظريه‌پردازی پركار در حوزه مطالعات دينی و در وجه سومش روشنفكری مسوول كه به قول خودش روزی برای بازگشايی دانشگاه‌ها تلاش مي‌كند و روزی ديگر از لزوم داشتن تئوری برای اصلاحات سخن مي‌گويد. اين‌ها بخشی از ماجرای سروش است كه شهرت اصلي‌اش مديون آن است و قصد من هم نوشتن در اين باب نيست.
مي‌خواهم چيز ديگری بگويم در وصف وجه متفاوتی از تاثيرات او. حالا كه فرصتی هست كه به همت داريوش و بقيه دوستان برای شصتمين سالگرد تولدش چيزی يبنويسم دوست دارم يادی بكنم از بخشی از چهره‌ سروش كه  در اين هفت هشت سال گذشته آرام آرام كم‌رنگ و شايد حتی محو شد. خاطره‌هايم از اين وجه كار او من را به گذشته‌ها مي‌برد. يادم هست سال‌ها پيش جايی كار مي‌كردم و عادت داشتم تا دير وقت سركار بمانم. در كتابخانه آن‌جا چندتايی هم كتاب فرهنگی بود. از جمله قصه ارباب معرفت. سروش اول اين كتاب قصه زندگي‌اش را نوشته بود و گفته بود كه وقتی به فرنگ مي‌رفته چهار كتاب با خودم برده بود. اگر اشتباه نكنم مثنوی و حافظ و كيميای سعادت و محجه‌البيضاء را اسم برده بود و گفته بود كه كتاب را به پاس آموخته‌هايش از صاحبان اين كتاب نوشته است. در بين آن نوشته‌ها البته نوشته‌ای هم بود با عنوان «آفتاب ديروز و كيميای امروز» كه در وصف شخصيت آيت‌الله خمينی نوشته شده بود كه هنوز هم برای من خواندنی است. كار من اين بود كه وقتی از كار خسته مي‌شدم اين كتاب را بر مي‌داشتم و هرجايی از آن را كه مي‌خواندم تقريبا درونش غرق مي‌شدم و حال و روزم را مي‌ساختم. قصه ارباب معرفت حلقه‌ای از زنجيره بزرگی بود كه سروش در پيوند با ورزيدگان عرصه معنويت تحريرش كرده بود. در بين كارهايی از اين دست كه من از او ديده‌ام به نظرم سری سخنراني‌های «در حضور حضرت مولانا» سرسلسه اين حلقه است. خاطره من از اين سری سخنراني‌ها فراموش نشدنی است. شبی نزديك سحر در روزی از هفته آخر اسفند ماه جايی در دامنه كوه‌های شمال تهران كه نسيم خنك دم بهار مي‌وزيد گوش دادن به بخش اول سخنان سروش را تمام كردم و هنوز دلم در هوای آن صحبت‌ها بود كه آواز آخر نوار ديوانه ام كرد «سجاده‌نشين باوقاری بودم، بازيچه كودكان كويم كردی ...».
افسوس كه در اثر ماجراهای تلخ دهه هفتاد سروش اديب و صاحب درس‌های اخلاقی و عرفانی آرام آرام در جدال‌های سياسی به ورطه‌ای افتاد كه لطافت و شيرينی سخنش در پس «تپانچه غضب سياست» گم شد. نمي‌گويم او مقصر بود ولی هر چه بود «سياست‌نامه‌ها» جای «حديث بندگی و دلبردگي» را گرفت. عبدالكريم سروشی كه ما از لطف سخنش در باب عبادت در شب قدر فيض مي‌برديم و از او اين هشدار را مي‌شنيديم كه «هيچ كس بدون شب زنده‌داری ره به جايی نبرده است» مجبور شد تا دست به قلم ببرد و جوابی دندان‌شكن به شيخ محمد يزدی بدهد كه «خطا در خطابه ريخته و جفا بر جماعت و جمعه كرده بود»
بس احتياط كرديم تا نشنوند ايشان             گويی قضا دهل زد بانگ دهل شنيدند

من اميد دارم كه اين سال‌های رخوت و نظاره‌گری كه در پيش داريم فرصت خوبی خواهد بود برای بازگشت به سخن گفتن از تجربه‌های معنوی و انسانی. سروش برای ما عزيز است ولی معرفت عزيزتر. پس جرات مي‌كنم و مي‌گويم كه به نظر مي‌رسد كه او به لحاظ فكری آرام آرام به بازنشستگی نزديك مي‌شود. اين به معنای كتمان ارزش او نيست. شكی نيست كه سروش پروژه‌اش را به نحو احسن انجام داد. پروژه‌ای كه از حد و اندازه‌های پروژه‌های فكری معمول در ايران بسيار فربه‌تر بود و بار آن را تنها شانه‌های مردی بزرگ می‌‌توانست بكشد. با اين همه بازنشستگی سروش فرصت مغتنمی برای ما است تا از او بخواهيم كه حال كه پخته‌تر و جهان‌ديده‌تر شده است  حديث نفس بگويد و چشمه‌هايی ديگری از هم‌نشيني‌اش با ستاره‌های آسمان عرفان و از درس‌هايی كه در محضور اين جان‌های دلير آموخته بگشايد. 

دوست دارم به او بگوييم كه بر خلاف همه نقدهايی كه ممكن است بر سخنان و نوشته‌ها و برخی رفتارهايش داشته باشيم ولی سخت مشتاقيم تا بار ديگر تفرج صنعی كند و باز برايمان از «اوصاف پارسايان» و از «عيد مومنان» و از «انسان مسافر»  و از «مرگ‌انديشي» بگويد. آرزو مي‌كنم كه صاحب روشنفكری و رازدانی چندی از روشنفكری بكاهد و از رازها بگويد. من مشتاق سخنان اين «شمع خاموش» هستم. سخنانی كه به قول خودش با شنيدنش كلاه گوشه مستمع به آسمان خواهد رسيد و كوس نودولتی بر بام خواهد زد. در اين قحطی سخن معنوی حكايت ما و اين سخنان آن خواهد شد كه «يك ساقی عيان شد؛ آشوب آسمان شد  ...»

 

15 Aug 2007 توسط هيوامسلمي |

مطلبي در مورد دكتر سروش

  این نوشته گزارشی است از بخش دوم کتاب نواندیشان مسلمان اثر رشید بن زین، پژوهشگر جوان مرکز ملی پژوهش های علمی فرانسه که به معرفی و گزارش زندگی و آراء اندیشمند مسلمان، عبدالکریم سروش اختصاص یافته است. این کتاب، دومین اثر از مجموعه ی «اسلام عصر روشنگری» در انتشارات آلبن میشل (پاریس) است  که زیر نظر ژان موتاپا و رشید بن زین اداره می شود و تا کنون پنج کتاب در زمینه ی اندیشه ی اسلامی و روابط بین ادیان روانه ی بازار نشر کرده است. کتاب با گفته ای از امام علی آغاز می شود که چکیده ی اندیشه ی کتاب و رویکرد کلی نواندیشان مسلمان را در بردارد: «قرآن، در مصحفی است که خود به خود سخن نمی گوید؛ این آدمیان اند که آن را به سخن می آورند و تبیین می کنند.» و...کتاب در هشت بخش، یک مقدمه و نتیجه گیری سامان داده شده است. در مقدمه با عنوان «اسلام و چالش های مدرنیته»، نویسنده به بررسی نسبت اسلام و مدرنیته و در بخش اول به گزارش اجمالی آراء اصلاح گرانی مانند سید جمال الدین افغانی، محمد عبده، رشید رضا و سید احمد خان می پردازد و سرانجام با اشاره ای به به زندگی و  آراء محمد اقبال، علی عبد الرازق و محمد سعید العشماوی می کوشد صورت بندی گذرایی در جریان اندیشه ی نوگرای اسلامی به دست دهد.


ادامه مطلب

23 Mar 2007 توسط هيوامسلمي |

سخني ازبزرگان

دکتر علی شریعتی :
هرگز دلهره ی این را نداشته ام که مرا چگونه می شناسند و از من چه می گویند، زیرا نه به خودم اهمیت می دهم که وسوسه ی آن را داشته باشم که مرا درست بشناسند و نه به بینش و فهم عموم اعتقادی دارم که مرا چگونه خواهند دید و خواهند یافت، و همیشه به سرنوشت مردم می اندیشم نه نظرشان

..................................................................................................................

در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری بیشتر کوچک می شوی.
_
در مقابل هجوم لشگرها و سپاه ها می توان مقاومت کرد، ولی نمی توان در مقابل فکری که زمانش فرا رسیده است مقاومت نمود.هوگو
_
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم .
_
عشق ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست.عشق آن است که یکی برای دیگزی چتری شود و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد
_
اگر به سراغ من آمدی برایم ای مهربان چراغی بیاور.
_
فکرها را باید شست زیر باران باید رفت.
_
نجیب به دنیا آمدن مهم نیست نجیب از دنیا رفتن حائز اهمیت است.
_
با لبخند زدن به همدیگر شاد زیستن را همگانی کنیم.
_
اگر حقیقت هم وجود داشته باشد بی گمان نزد کسانی نیست که می گویندحقیقت نزد ماست.
_
راه رسیدن به دموکراسی به عرق نیاز دارد نه به خون.
_
عشق در همه جا حاری است تو نفسهایت را یه کمی جانانه بکش.
اگر می خواهید عسل بر دارید به کندو لگد نزنید.
_
وجود قفل نشانه این است که همواره کلیدی وجود دارد.
_
علم به آدمی سرعت می بخشدوایمان هدف.
_
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدسی که دراز است ره و من نو سفرم
_
دوستت دارم نه به خاطر شخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که در زمان باتو بودن پیدا می کنم.
_
تو ممکن است که در تمام دنیا یک نفر باشی امابرای بعضی افراد تمام دنیایی
_
زندگی کوتاهتر از ان است که بخواهیم دو روزش را مثل هم سپری نمائیم.
_
آزادی ما در گرو پختگی ما است.
_
هیچگاه خندهایت را فراموش مکن هر کسی ممکن است در هر لحظه عاشق خندهای تو گردد.
_
اگر ما فقط سیاست صبر و انتظار را در پیش گیریم هرگز آن روز بزرگ را نخواهیم دید بلکه فقط شاهد رژه تانکها در نخستین ساعت صبح خواهیم بود.
_
فقط با افرادی که اهل حیقت اند حرف بزن.
_
هیچوقت نذار ان چیزی که نیستی را ازت بسازند
_
اگر می فروشی همان به که بازوی حود را اما قلم را هرگز.
_
باید اندیشیدن را آموخت نه اندیشه هارا.
_
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود .
_
بزرگترين دلتنگي آن است كه در كنار كسي باشي و بداني هيچگاه به او نمي‌رسي
_
همیشه افرادی هستند که تو را میازارند با این حال همواره به دیگران اعتمادکن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرذهدوباره اعتماد نکنی.

23 Mar 2007 توسط هيوامسلمي |

طنز

سیر تاریخی مهریه و نتایج آن

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

23 Mar 2007 توسط هيوامسلمي |

زندان و زندانیان

                                              زندان   و 

                                                          زندانیان

 

هيوا مسلمي- از ديرباز و از زماني كه جامعه از تركيب واحدهاي خانواده شكل گرفته و به وجود آمده، نظامات يا مقررات به منظور حفظ صيانت افراد ايجاد شده كه اين نظامات و مقررات با دگرگوني و رشد و توسعه‌ي جوامع شكل گوناگوني به خود گرفته و تكامل يافته است و هر زمان كه نظامات موجود در جامعه‌اي خواسته يا ناخواسته توسط فرد يا افرادي مورد تعرّض شديد واقع شده، خود جامعه در مقام دفاع از حيثيّت عمومي و حريم جامعه و همچنين دفاع از فرد زيان‌ديده با تكيه بر موازين و مقرراتي كه خود به عنوان ضامن اجرايي وضع كرده به مجازات و جبران خسارات برآمده است. لذا پاسخي مناسب و كارآمد و مؤثر در برابر جرائم ارتكابي افراد همواره يكي از دغدغه‌هاي بشر بوده است.

در حال حاضر تأمّل در آمار 9 ميليون نفري زندانيان در دنيا، تفكر در چگونگي نگهداري، بازپروري، تربيت و اصلاح را براي ما ضروري مي‌نماياند.

اكنون به تعريفي از زندان، زنداني، خلاصه‌اي از تضمين‌هاي حقوقي و راه‌كارهاي اصلاحي آن توجه نمائيم.

زندان: در تعريف كلي حقوقي جاي نگهداري بزهكاران مي‌باشد، فرد خاطي يا بزهكار پس از دستگيري و بازداشت الزاماً بايد در محل خاص و جدا از افراد عمومي نگهداري شود اين محل زندان نام دارد. گرچه مكان‌هايي كه در سراسر دنيا تحت عنوان زندان، زندانيان را در خود جاي داده‌اند، با هم متفاوتند: همچنان كه برخي برخوردار از امكانات رفاهي مطلوب و كاركنان آموزش‌ديده و مبتني بر برنامه‌هاي آموزشي و برخي ديگر فاقد هرگونه امكانات ساده‌ي معيشتي مي‌باشند و زندانيان در بدو ورود به آن‌جا در معرض انواع آسيب‌ها، بيماري‌ها و تهديدات و... قرار مي‌گيرند.

زنداني: مجازات‌هايي كه توسط متصديان مربوطه و دستگاه‌هاي قضايي براي افراد تعيين مي‌شوند، دو نوعند:

1ـ سالب آزادي              2ـ محدودكننده‌ي آزادي

كه مجازات زندان، از نوع اول مي‌باشد(سالب آزادي). لازم به ذكر است كه تفاوت ميان زندانيان نيز از نظر جرم زياد است و نبايد با يك ديد به اين قضيه نگاه كرد. زيرا تفاوت مجازات قاتلي با قتل چند نفره با مجازات متخلفان با تخلف نه چندان مهم بسيار زياد است.

شك نيست كه گذراندن ايامي از عمر در محيطي به نام زندان مطلوب هيچ‌كس نيست خصوصاً اگر اين فرد شخصي باشد كه با تشخيص خود قصد خدمت به جامعه‌ي خويش را داشته نه ايجاد خسارت و زيان براي افراد جامعه. پس بايد مدنظر داشت او نيز از يك شخصيت حقوقي برخوردار است و در اين راستا نيز كليه‌ي منابع حقوقي جهان به حمايت از حيثيت افراد جامعه و سپس حمايت از افراد متهم و مجرم پرداخته‌اند كه در زير به طور خلاصه بدان اشاره مي‌نماييم:

الف) اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر

علاوه بر ميثاق‌هاي بين‌المللي كه حقوق زنداني را مدنظر قرار داده‌اند و اكثر كشورها با پذيرش آن‌ها مكلف به اجراي آن شده‌اند «اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر» نيز كه از مهم‌ترين آن‌ها به شمار مي‌آيد اعلام مي‌دارد كه:

ــ هركس حق زندگي دارد و آزادي و امنيت او بايد رعايت گردد.(1) و در بيان حمايت از افراد خاطي و متهم و مجرم بيان مي‌دارد كه:

ــ احدي را نمي‌توان مورد شكنجه و آزار و اذيت  يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و برخلاف انسانيت و شئون بشري باشد.(2)

ــ بجز محدوديت‌هايي كه به طور ضروري از توقيف فرد ناشي مي‌شود، لازم است كه كليه‌ي زندانيان از حقوق انساني و آزادي‌هاي اساسي كه در اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر بيان شد، برخوردار باشند.(3)

ــ هركس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در برابر قانون شناخته شود.(4)

ــ همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون هيچ‌گونه تبعيضي از حمايت قانون برخوردار شوند.(5)

ــ احدي نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد شود.(6)

ب) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

قانون اساسي ايران در رابطه با پاسداري از حقوق مردم و به منظور پيشگيري از انحرافات موضعي در درون امت اسلامي ايجاد سيستم قضايي بر پايه‌ي عدل اسلامي را پيش‌بيني و در رابطه با حقوق انسان‌ها اعلام مي‌دارد كه:

ــ هرگونه شكنجه براي گرفتن اقدار يا كسب اطلاع ممنوع است و اجبار شخص بر شهادت، اقدار و يا سوگند مجاز نيست.

ــ هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير، بازداشت، زنداني يا تبعيد شده به هر صورت ممنوع و موجب مجازات است.

ــ در همه‌ي دادگاه‌ها، طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند.

ــ هيچ‌كس از نظر قانون مجرم نيست مگر اين كه جرم او در دادگاه ثابت شود.

ج) قانون موضوعه

قانون مجازات اسلامي، قانون سازمان زنداني و اقدامات تأميني و تربيتي اصولي را متوجه‌ي قانون‌گذاران مي‌كند كه داراي اهميت زيادي است و اين اصول مبناي قوانين جزائي ايران است كه:

1ـ اصل قانوني بودن جرم و مجازات

ــ هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون برابر آن مجازات تعيين شده جرم محسوب مي‌شود.

2ـ اصل سرزميني‌بودن جرم و مجازات

ــ قوانين جزائي درباره‌ي كليه‌ي كساني كه در قلمرو حاكميت زميني، دريايي و يا هوايي ايران مرتكب جرم مي‌شود، اعمال مي‌گردد.

حال با بررسي چنين تعاريفي و همچنين بيان اصول بين‌المللي حقوق زندانيان، به بيان خلاصه‌اي از راه‌كارها در زمينه‌ي اقدامات تأميني، اصلاحي و تربيتي زندانيان مي‌پردازيم. ايجاد امكانات و تسهيلات لازم فرهنگي و تربيتي و ارشاد زندانيان و انجام تحقيقات و پژوهش‌هاي علمي به موجب بهبود شيوه‌ها و خدمات در زندان، انجام خدمات مشاوره‌اي و كمك و مساعدت به منظور حل مشكلات زندانيان و خانواده‌هاي آنان و همچنين شناخت روش‌هاي پيشگيري از جرائم و بررسي علل و انگيزه‌هاي ارتكاب به آن همه و همه راه‌هايي است با مجوز قانون‌گذار به منظور حمايت از زنداني پيش‌بيني و وضع گرديده كه در همه‌ي آن‌ها اصلاح و بازسازي مجرمين در نظر مي‌باشد. درخصوص نحوه‌ي نگهداري زندانيان، مقرراتي جهت امور داخلي زندان مانند برنامه‌هاي روزانه، تغذيه و بهداشت و نحوه‌ي مراقبت از زنداني و تكاليف هر يك به عنوان زنداني مشخص شده است. تكاليف حقوقي چون برخورداري از بهداشت و رفاه نسبي، غذاي مناسب و آموزش و حرفه‌آموزي به منظور اشتغال آتي، نحوه‌ي ارتباط با خارج از زندان و خانواده‌ي زنداني، استفاده از برنامه‌هاي آموزشي، تفريحي، ورزشي كه تحت عنوان اقدامات تأميني مطرح شده تدابيري است براي جلوگيري از تكرار جرم و... كه البته نقش انجمن‌هاي حمايت از زندانيان كه طبق قانون مصوب 1360 اساس‌نامه‌ي آن تصويب شده را نبايد كم‌اهميت جلوه داد، زيرا در تسهيل شرايط امرار معاش و بازگشت اينان به اجتماع نقش مؤثري را ايفا نموده‌اند. با ارائه‌ي اين راه‌كارها زندان در نظر شما به صورت يك مكتب انسان‌سازي عمل مي‌كند. اما آيا واقعاً چنين تأثيري را روي افرادش داشته، و آيا شخص به عنوان زنداني تا چه اندازه در اصلاح نفس خويش مؤثر بوده؟(7) و در اين مدت حبس اين خودسازي به چه حدي رسيده؟ اگر بشود نام اين ندامتگاه را زندان گذاشت، راه‌هايي براي اصلاح و خودسازي وجود دارند. از جمله: استفاده از تجربه‌هاي ديگران (افراد مصلح)، درس گرفتن از تجربيات گذشته و برنامه‌ريزي درست براي آينده و گام نهادن در آينده‌اي روشن با توكل به خدا و توبه به درگاه ايزد منّان از راه‌هايي است كه انسان مي‌تواند براي رهايي از اين بند بدان متوسل شود. تأثير رفقاي ناباب و وسوسه‌هاي اين‌گونه افراد و همچنين دوري از مواد‌مخدر نيز از ديگر راه‌هاي گريز از اين ندامتگاه تلقي مي‌گردد.

 

 .........................................................................................................................................

پانوشت‌ها:

ماده‌ي 3 اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر

2ـ حمايت در برابر شكنجه و بدرفتاري، اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر

3ـ اصل 5 اصول پايه براي رفتار با زندانيان

4ـ ماده‌ي 4 اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر

5ـ ماده‌ي 7 اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر

6ـ ماده‌ي 9 اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر

7ـ از نظر دين اسلام، اصلاح نفس (تزكيه) مهم‌ترين كار و بزرگ‌ترين مسئوليت انسان است. لذا سير تربيتي چنين است كه «مصلحان بايد صالح باشند.» به همين دليل در قرآن ابتدا «خودسازي» سپس «اهل‌سازي» را مطرح نموده است. همچنان كه در روش تبليغي پيامبر (ص) نيز ابتدا خود، سپس خانواده و پس از آن اقوام و عشيره و آن‌گاه جامعه را اصلاح نمودند.

 

 *********************************************************************

شعر

 

ئه‌گه‌ر ئه‌مڕۆ، ماڵی ژیان
بێ‌درگایه
ئه‌ژنۆی دیوار هێزی نییه
دار ڕاناگرێ ، بێ بڕوایه
ئه‌گه‌ر ئه‌مرۆ پریسکه و تیشک
دیلی شه‌وه
له سه‌ر په‌رده‌ی هه‌موو چاوێ
قوفڵی خه‌وه
گه‌ر به‌سراون په‌نجه‌ره‌کان
پێ‌ئه‌که‌نن زنجیره‌کان
به‌ڵام من هه‌ر چاوه‌ڕوانم
قه‌ت کۆڵ ناده‌م،
هه‌ر ئه‌ڕوانم 
به‌ڵکو شه‌وقێ له رۆچنه‌وه ده‌رکه‌وێ
                له سه‌ربانی هه‌مووماڵێ         

                                    به هۆی رۆچنه
                                                                            هێزی ڕووناکی سه‌ر که‌وێ

                                    

23 Mar 2007 توسط هيوامسلمي |



من هيوا مسلمي دانشجوي رشته ي حقوق و اكنون ساكن سقز ميباشم. وبلاگي براي شما دوستان گرامي خصوصا سروران كردستاني ساخته و از شماعزيزان خواهانم مارا ياري فرمائيد.

moslemi_65@yahoo.com



moslemi_65@yahoo.com

RSS 2.0

Design By Parstheme